ياد ايام

 

1-     الهي حلالم كنه اون همكلاسي كه نامه دوست پسرش رو به مدير مدرسه لو دادم . 47.gif

2-     براي رفت و آمد دبيرستان از خط اتوبوس شهري استفاده مي كردم . نمي دونم چرا هميشه شيطنت هام توي اتوبوس گل مي كرد با يك اكيپ پر شر و شور از همكلاسيها كه اتوبوس رو ، روي سرمون مي گذاشتيم . از شدت شيطنت و حواس پرتي يك بار انگشتم لاي در گير كرد . ( فكر كن . . . لاي در اتوبوس . . . خداييش خيلي درد كشيدم )

3-     آقا يادش بخير . يه بار تو راه برگشت از آخرين امتحان پنجم دبستاَن من و دوست جون جونيم تصميم گرفتيم كه هر چي دروغ تو مدت دوستيمون بهم گفتيم رو كنيم . بدون هيچ شرمندگي نشستيم و تا يك ساعت واسه هم اعتراف مي كرديم 44.gif. بعدها تو دوران دبيرستان يكبار اتفاقي ديدمش. تا سيكل بيشتر نخونده بود و بعد هم ازدواج اجباري .بهم گفت :" تا لحظه اي كه مي خواستم برم سر سفره عقد ، گريه مي كردم ."

4-     تو همان دوران دبستان يك رفيق داشتم كه مامان و باباش به شدت با هم اختلاف داشتند . هميشه خدا اون و خواهرش خونه ما بودند . خونه ما شب مي خوابيدند . خونه ما حموم مي رفتند . . . هر وقت هم كه مامانش ميومد دنبالشون ، بايد به ضرب دعوا و كتك مي بردشون خونه . . .  . خيلي دلم مي خواد بدونم الان كجاست و چه مي كنه .33.gif

5-     يه رفيق تو دوران دبيرستان داشتم نردبون . بد قد بلند بود بد . تو خيابون كه راه مي رفتيم پسرا ديوونش مي كردند : "  تو ابرها چه خبره ؟" . . ." كله ات رو بكش كنار. هواپيما داره رد مي شه .". . . ديگه عاصي شد و رفت دكتر . تازه دكتر بهش گفته بود هنوز هم قد مي كشي 20.gif. واي عزيزم دلم برات خيلي تنگ شده .  

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سينا صفار

سلام در مورد تاريخ اون پست بايد بگم چون می خواستيم اون پست فعلا در بالای صفحه قرار بگيره اين کارو کرديم ممنون از نظرتون

سينا صفار

دوباره سلام خوشحالم که همشهری هستيم و واسه ما افتخاره که يک استاد دانشگاه بازديد کننده ی اونه

سينا صفار

تو نظر پايينی يه کلمه جا افتاد تصحيحش می کنم : واسه سايت ما افتخاره که يه يه استاد دانشگاه بازديد کننده ی اونه

مريم

حالا يه دفعه چی شده ياد خاطرات قديم افتادی؟

احمد فیاض

سلام بر شما ممنونم و متشکر از حضور شما در وبلاگم معمولا آدم وقتی می خواد اولین نظر رو در وبلاگی بده که بار اولشه سرک کشیده باید یه نظر خوب داشته باشه. اما راستش صادقانه بگم که بشدت از فیزیک بدم می اومد و نفرت داشتم!! البته در زمان تحصیل همون حکایت درس شیرین ریاضی! علی ایحال صمیمانه برای جنابعالی آرزوی موفقیت در توسعه علم فیزیک و ارتقای جایگاه علمی شما دارم. خدانگهدار

انوری ثانی

امشب رحمت دوست جاریست ... مانند رود ... نه مانند باران ... اگر دلتان لرزید ... بغضتان ترکید ... کسی اینجا محتاج دعاست . .