هیجانات یه دانشجوی ایرانی

1- تو آزمایشگاه نشستم و منتظرم دانشجوها کارشون تموم بشه . یکی ازدانشجوها که در حال محاسبه نتایج آزمایشه میپرسه : استاد چرا این دانشگاه واسه مهندسی مکانیک دختر نمیگیره ؟! شونه بالا میندازم . ادامه میده : به خدا دلمون پوسید از بس که هر طرف سر برگردوندیم چشممون به یه عده سیبیلو افتاد . می خندم .  یکی دیگه از دانشجوها جلو میاد و میگه : استاد واسه دخترا هم ازمایشگاه دارین ؟

- آره ، بچه های کامپیوتر

- نمیشه کلاسامون رو با هم ترکیب کنید !

- شما دیگه چقدر بدبختین . اخه ازمایشگاه فیزیک ؟!

یکی دیگه که داشت به حرفامون گوش میداد گفت : استاد همه جا دوربین گذاشتند . نمیشه دو کلمه با دخترا حرف زد . فورا میبرنمون حراست !

2- تو آزمایشگاه بعدی : یه بطری الکل صنعتی به دانشجوها میدم برای آزمایششون . خوشمزگیهاشون گل میکنه و هی به هم تعارف میزنند . یکی از دخترا میگه :استاد اگه الان اینو یه نفس سر بکشیم چی میشه ؟

- دیوانه این صنعتیه . در جا کور میشی

- واقعا استاد ؟ !. . .  شما تا حالا خوردین ؟

نیگاش میکنم و جواب نمیدم . یه نوک خنده از گوشه لبم زده بیرون .

یکی دیگه از دخترا میگه : استاد بچه های ما که میخوان بخورن یه ظرف اینقدری – با انگشت شست و اشاره اش یه حلقه کوچیک درست میکنه – سرو میکنن و . . . بغل دستیش سقلمه میزنه بهش . ساکت میشه .

سربه سرشون میذارم : اینایی که شما آرزو داری واسه ما خاطره است . همه مون میخندیم . جدی میشم و میخوام بگم : من اینقدر احمق نیستم که سلامتیم رو دست الکل بسپرم  که یکی از گروهها صدام میزنه . بلند میشم میرم پای میزشون و وقتی برمیگردم فراموش میکنم حرف جدیم رو بزنم .

آخه چرا باید مسائل بی اهمیتی مثل گپ زدن با دخترا یا خوردن یه قلپ الکل اینقدر برای دانشجوهای ما – که مثلا قشر روشنفکر جامعه اند- هیجان انگیز و دلهره آور باشه ؟

 

 

 

 

 

/ 34 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

سلام استاد روزتون خیلییییییییییییییی مبارک باشه[ماچ] امیدوارم سالای خوبی در سمت استادی پیش رو داشته باشید

پرسه

محدودیت ! انقدری که چیزای خیلی معمولی ، یهو خیلی بزرگ و هیجان آور میشه.

دبیر فیزیک

عارفان علـم عاشـق می شوند / بهـترین مردم معلـم می شـوند عشق با دانش متمم می شود / هر که عاشق شد معلم می شود روز معلم مبارک باد

سلاممممم/خوبی جیگر[قلب] [لبخند]

ترازووور

واقعا آدم سر در نمی یاره حالا دانشگاه ما کاملا برعکس! یعنی من گاهی باید سر کلاس پس ر و دخترهایی که مثل قناری عاشق کنار هم نشستن و هی پج پچ می کنن جدا کنم که نظم کلاسم حفظ بشه!

zohreh

سلام مرسی لطف کردین ‏‏ 
راستی کتاب کوانتوم گاسیوروویچ رو هم بوسیدم از طرف شما

خب حالا ییکمی شوخی کردن جدی که نگفتن[نیشخند]

خانوم میم

دقیق نمیدونم ولی فک میکنم دانشجوها اونم دانشجوهای لیسانس فقط چرت و پرت میگن و میخوان خوش باشن. اصولا چرت و پرت گفتن یکی از تفریحات سالم محسوب میشه. و در کل اگرم مشروب در دسترسش باشه فک نمیکنم اینکاره باشه