تا حالا شده خدا مستقیما دستش رو بیاره تو زندگیتون و مهره های زندگیتون رو بچینه حتی بدون کوچکترین توجه به خواست  شما ؟ و شما احساس کنید که هیچ کاره اید  و مجبورید تسلیم محض اون باشید ؟

چند روز پیش که رفته بودم دکتر ، متوجه شدم که یک مسافر کوچولو شش ماهه تو بدن من جا خوش کرده بدون اینکه حتی روحم خبر داشته باشه  .

تمام برنامه های زندگیمون بهم ریخت . همسرم قرار بود امسال امتحان تخصص بده . قرار بود انتقالی بگیریم به یه شهر بزرگتر . سرکار رفتن من دچار تغییرات اساسی شد . برنامه های اقتصادی مون رو دوباره باید بررسی کنیم . و . . .

هنوز از کما بیرون نیومدم . اخه شروین من فقط 10 ماهشه و حالا حالاها احتیاج به مراقبت و نوازش و محبت داره . حالا حالاها احتیاج داره که عزیز دردونه باشه و نازش رو بکشند . خدایا من به کنار ، فکر نمیکنی در حق شروین خیلی ظلم میشه ؟ اون که نباید تاوان امتحان دادن من رو پس بده ؟

درسته که تا حالا بهترین زندگی رو در اختیارم گذاشتی . نعمتی نبوده که روش انگشت بگذارم و تو دو دستی بهم نداده باشی . اینقدر که گاهی از خودم می پرسیدم که مگه قرار نست من هم ازمایش بشم ؟ چرا در همه نعمتها به روم بازه و هیچ وقت دچار  مصیبت و سختی نشدم ؟ اره قبول دارم که تا حالا زندگیم به اراده و تصمیم خودم بوده و حالا تو هم یه بارتو زندگیم تصمیم گرفتی ، ولی هنوز شروین به من احتیاج داشت . نمی دونم تو چه جوری فکر می کنی و لی من که هر چی دو دوتا می کنم میبینم این وسط شروین خیلی ضرر می کنه خیلی  .

شاید هم لیاقتش رو داشتم که تربیت و نگهداری یکی دیگه از بنده هات رو هم به من سپردی . ولی برام دعا کن که کم نیارم که تو این امتحان من اگه ببازم این دو تا بچه ضرر میکنند و زندگیشون نابود میشه نه من .

 ...( موندم تو این مدتی که من اینهمه ورزشهای سنگین می کردم و کوه می رفتم و رژیم غذایی داشتم و بچه شیر می دادم اون چه جوری دوام اورده ؟ حالا که فکرش رو میکنم چقدر دلم براش می سوزه که این همه مدت بی پناه و بیکس ، بدون اینکه کسی ورودش رو به این دنیا تبریک بگه و چشم به راهش باشه و ازش پذیرایی کنه و یا حداقل بهش محبت کنه ، تو ی اینهمه سختی خودش رو به من چسبونده و مظلومانه و معصومانه زندگیش رو می کرده .)     

/ 45 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصی

[گل] می دونی اونی که خدا بخوادش و برای خدا عزیز باشه چقدر ارزش داره؟[سوال] اون جوجوی 6 ماهت هم عزیز خدایه و خدا خواسته برای همین در آینده پیش همه عزیزه. خوش باش دمی که زندگانی این است ...[قلب] [تعجب] [چشمک]

شکوفه

سلام استاد جون خوبید؟؟ [بغل] امروز یکم رو فرم نیستم به دلایلی...یه جورایی افسردم...باید حال یکی از دوستامو بگیرم... در ضمن دیشب داییم از آلمان زنگ زد و گفت دارم پسر دایی دار میششششمممممم[هورا] میتونین تصور کنین چقد خوشحالم نه؟؟؟ نی نی ما 2ماه از نی نی شما کوچیکتره... اهان راستی من که براتون میل نزدم...الان که تو امتحانات غرق شدم...بعدش حتما میزنم چون کار بسیار واجبی باهاتون دارم... فعلا بای تا بعد

ریحان

وااااای! چقده مبارکه! راستی تو چطوری 6 ماه تمام نفهمیدی دنیا دست کیه؟ جدا چطوری اخه؟!!![خنده]

شکوفه

سلام استاد جون(با کسره بخونین استاد ٍ جون..این تریپ جدید صدا کردن اکیپ ماس...همه ی اونایی که دوستشون داریم و با کسره-جون صدا میکنیم...) خوبین؟ آپ کردم...ببینین...ضرر نداره...پاور پوینته... راستی برا شما هم یه چیزی نوشتم[خجالت] ببخشید دیگه...آدرس بدید حضوری میام تبریک بگم... منتظر حضورتون هستم..[شوخی] بای تا بعد

شکوفه

استاد لطفا پیام خصوصیتونو چک کنین... بای تا بعد

شکوفه

استاد لطفا پیام خصوصیتونو چک کنین... بای تا بعد

فصل زندگی

وحدانه........ چی شد؟ ترو خدا ............! (چرا در توزیع بارمتقارن از نظر فیزیکی نیاز است دو المان بار در نظر گرفته شود؟)

انوری ثانی

[گل] [گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] روز معلم مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]