سونامی مسوولیت

وقتی خانومها همدیگه رو تو استخر یا باشگاه ورزشی یا مهمونی می ببینند شایع ترین عبارتی که بینشون رد و بدل میشه اینه : " شما به نظرم خیلی آشنا میان . نمی دونم کجا دیدمتون !" آره دیگه وقتی از صبح تا شب همدیگه رو با چادر چاقچور می بینیم همین میشه که بعد از چند دقیقه سوال و جواب تازه می فهمیم این خانومه که کنار دستمون داره شیرجه میزنه تو آب همکارمونه یا اون خانومه که با تاپ و شلوارک داره پا به پای ما ورزش میکنه دانشجوی دانشگاه خودمونه . (کلا به چیزی اعتراض ندارم همینجوری گفتم که لال از دنیا نرفته باشم .)

 

  تقریبا کلاس تموم شده بود , یکی از دانشجوها  اومد پیشم و با کمی من و من گفت : استاد سر جلسه امتحان ترم پیش شما ماشین حساب من رو گرفتین و دادین به یه دانشجوی دیگه . با عرض معذرت میشه بپرسم اسم اون دانشجو چی بود  ؟ هر چی فکر کردم اصلا این قضیه رو یادم نیومد چه برسه به اسم طرف رو . البته اینی که این حرفا رو میزد از دانشجوهای خوبم بود و میشد رو حرفش حساب کرد . ازش معذرت خواهی کردم و گفتم  پرس و جو می کنم ببینم می تونم برات پیداش کنم . عمرا اگه پیدا میشد . جلسه بعد که رفتم سر کلاس صداش زدم و یه ماشین حساب مهندسی دادم دستش . یه خورده جعبه اش رو ورانداز کرد و پرسید : خریدینش ؟ گفتم :آره . چشاش گرد شد و گفت : نه  به خدا استاد ما منظورمون این نبود . گفتم : برای تنبیه خودم خریدمش تا دفعه بعد نسبت به اموالی که از دیگران میگیرم بیشتر احساس مسولیت کنم .

( بابا احساس مسولیت !)

 

 

 

/ 30 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

دوست دارم عزیز دلم مرسی به خاطر صداقتت تو کار و مهربونیت[ماچ][ماچ][ماچ]

مریم

با آرزوی بهترین ها از طرف یک شاگرد[گل]

مریم

ددددددددددددددووووووووووووووووووووسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم وحدانه جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم[گل][ماچ]

مریم

حلالم کن عزیزم عازم سفرم[گل]

مهسا

سلام خیلی اتفاقی اومدم تو این وبلاگ، عالیهههههه، کلا تیر ماهی ها با حالن، منم تیریم[نیشخند]

...

وبلاگتون این قدر جالبه که سه سوت کل آشیو رو خوندم . البته با اجا‌زه‌تون استاد :) . جالب‌تر اینکه وسط مقاله‌‌ی انگلیسی‌ای که باید می‌خوندم و خلاصه می‌کردم چشمم خورد به این وبلاگ و خوندم . مرسی تمرکز و علاقه به درس :))

اميد

ايول اين چندمين فرمول حالگيري بود فكر كنم سرعت اوليه رو ضربدر سرعت ثانويه كرديدن بعد تقسيم بر شاگرد بي مسئوليت مساوي با حالگيري خودمان حال كرديم با اين فرمول [تعجب]

سمیرا

تو استخر وباشگاه که جای خود دارد من توی تالار عروسی هم دختر خاله ی خودم رو نمیتونم تشخیص بدم

ملیحه

سلام داشتم پستهاتون رو میخوندم تا رسیدم به این پست و دیگه وقت نمیشه نوشته هاتون خیلی جالب برام مخصوصا که شما منو یاد معلم ها و استادهای مدره و دانشگاه خودم میندازید جز دبیرها ی دروس ریاضی و حسابان و دیفرانسیل همیشه یه مشکل ریشه ای با باقی معلم ها داشتم و حتی با استادهای الانم اما اینها به کنار انصافا استاد یا معلمی پیدا میشه به جز شما که اینقدر حس مسئولیت داشته باشه؟؟! من خودم از این بلاها زیاد سرم آوردن اما براشون هم مهم نبوده نمره گرفتن از استاد نمیدونید چه کیفی میده هوای دانشجوهاتون رو داشته باشید[نیشخند] شاید استادهای ما هم یه نیم نگاهی کردند به نظرم شما خیلی استاد نمونه ای هستید ببخشید زیاد شد![گل] موفق باشید