گاف های غیر قابل بخشش

 

شروین دو ماهه بود که ترم جدیدم شروع شد . مجبور بودم پسرک بینوا رو از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر بذارم مهد . آنتراک بین  کلاس ها با کله خودم رو مینداختم تو آژانس و میرفتم واسه شیر دادنش.

یه بار  حسابی دیرم شده بود و هول هولکی خودم رو به کلاس رسوندم . یه چند دقیقه ای که گذشت احساس کردم کلاس تو وضعیت عادی نیست . دخترها مدام با هم پچ پچ می کردند ومی خندیدند . پسرها هم همین طور که به من زل زده بودند , نیششون تا بنا گوش باز بود . بعضیهاشون  هم هر از گاهی به من نیگا می کردند و یه لبخند مارمولکی می زدند . بی انصافی نباشه یه چند تاشون هم از اول ساعت سرشون  پایین بود والبته کاملا مشخص بود که معذبند

تو همین حیص و بیص متوجه اشاره یکی از دخترای ردیف جلو شدم که تلاش می کرد با چشم و ابرو وضعیت وخیم لباسم رو بهم بفهمونه . سرم رو پایین اوردم و . ..  اوه خدایا . .  . . زمانی که مثل جت از مهد زدم بیرون فراموش کرده بودم دکمه بالایی مانتوم رو ببندم  و به سلامتی حجاب زیری هم فقط یه تاپ دو بنده  بود , حتی مقنعه ام رو هم پایین نکشیده بودم و . . . خلاصه خیلی حالم گرفته شد .

 

ولی واکنش های متفاوت دانشجوها , یه تست رفتارشناسی فوق العاده دقیقی بود که دست خیلیها رو برای دیگران رو کرد .

مسئله ای که توجه من رو به خودش جلب کرد این بود که از بین اونهمه دختر چرا فقط یک نفر انگیزه  چنین کاری رو داشت  ؟ واقعا  تو اون موقعیت خوش بودن و به ریش استاد خندیدن براشون ارجح تر از حفظ شخصیت یه همجنس  بود ؟

 خیلی دل دل کردم که این پست رو بذارم یا نه؟ شاید حذفش کردم بستگی به بازخوردها داره .

 

/ 48 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین

استاد جونم فکر کنم اون دفعه آدرس ایمیلم را اشتباهی بجای وبلاگم گذاشتم. شرمنده اینقدر مزاحمتون میشوم

بچه های مهندسی برق-الکترونیک و قدرت88

من تو را دوست دارم.. تو دیگری را.. دیگری دیگری را.. و این چنین است که ما تنهاییم.. [گل](دکتر شریعتی)[گل] سلام عزیزم منو ببخش که این سرم شلوغ بود و با تاخیر بهت سر زدم و ببخش که نشد خدمت برسم و آپ قبلی رو بهت خبر بدم و ازت دعوت کنم که بخوونیش . اما امروز هم با مطلبی دیگه آپ هستیم. و ازت دعوت میکنم به وبلاگ خودت بیای عزیزمو هم مطلب امروز رو بخونی و هم مطلب قبلی رو اگه نخوندی، بخونی. پس من منتظر صذای کفشاتم[بوسه][قلب][گل] (مصطفی)

محمد رسول

سلام دوست گرامی شروع سال تحصیلی جدید را به شما استاد گرامی تبریک عرض میکنم. امیدوارم همواره پر انرژی باشید. با یه مطلب کوتاه به روز هستم. خوشحال میشم هر چه زودتر تشریف بیاورید و با نظراتتون مرا خشنود سازید. رسول خدا می فرماید: " انسان مومن مانند خوشه ی گندم است که گاه خم میشود و گاه بر پا می ایستد ( یعنی نرمش دارد ) و کافر مانند درخت سر سخت و استواری است که نرمش ندارد" همیشه قدم رنجه کنید ممنون میشم.(اللهم عجل لولیک الفرج)[گل][گل][گل]

ساناز

سلام چه دانشجوای بدی داری!! ما مانتو استاد زنمون خاکی میشه سریع میپریم میتکونیمش یه وقت پسرا اذیتش نکنن!!! من خودم سابقشو دارم آخه پسرا خیلی سر کلاس بدن منتظر یه سوتی کوچولوان واسه اذیت!!! من که کلا خیلی هوای استادامو دارم

فهیمه

سلام خوبید؟چرا جوابم رو ندادید؟بی صبرانه منتظرم.قربان شما.

معلمی از جنس پائیز

به درد بر سر فریاد شد نمُرد ولی کسی که می رود از یاد شد نمُرد ولی سیاه چشم تو را شب به شب به شعر کشید به چشمهای تو معتاد شد نمُرد ولی پرنده شد شاعر آسمان چشمت را بهار از قفس آزاد شد ، نه ، مُرد ولی ! ! ![لبخند] سلام دوست بزرگوارم شبتون بخیر و شادی به جشن تولدم دعوتید افتخار بدید قدم بر چشمم بگذارید این جشن تو وبلاگ معلمی از جنس پائیز برگزار میشه ارادتمندتان: محمد-- سلام بر زندگی[لبخند][لبخند]

بچه های مهندسی برق-الکترونیک و قدرت88

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست ؟ دوره ارزانی ست چه شرافت ارزان تن عریان ارزان آبرو ... قیمت یک تکه نان و دروغ ... از همه چیز ارزان تر و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت جان هر انسان [گل](دکتر علی شریعتی)[گل] سلام. امشب امدم تا گریه کنم. امشب اومدم بگم بیا گریه ی منو ببین. حرف دل و التماس و خواهشم رو بشنو و حضورت رو ثبت کن. امیدوارم این بار هم ببینمت در کنارم.[بوسه] (مصطفی)[گریه]

بچه های مهندسی برق-الکترونیک و قدرت88

خداوندا! به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و به هر آنکس که بیشتر دوست میداری، بچشان که دوست داشتن ازعشق والاتراست (دکتر علی شریعتی) سلام سلام! خوبی ؟ امروزم با یه مطلب جالب آپ هستیم. این مطلب رو خواهر خوب و نازنینم نوشته.همگی منتظریم که بیای و نظرت رو بگی.بو بیا که اگه نیای ناراحت میشم ها!!!!

بچه های مهندسی برق-الکترونیک و قدرت88

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت بقشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. (دکتر علی شریعتی) سلام عزیزم. خوشحالم که باز هم تونستم بیام و دعوتت کنم. اما از چند روز دیگه . نمیتونم بیام و بهت خبر بدم اما آپ میکنم و خودت بیا بهم سر بزن. ممنونت میشم عزیزم.الانم آپ هستم و منتظرم که ببینمت[بوسه] بیایا !!! (مصطفی)

adeleh

man fek r kardam fagaht asartide azize ma gaf midam o mian roo daste tak sandali mishinano ba kale miran too zamin vali khodaiish man ye ki ke hanoozam ostado mibinam ghash miaram az tarsdam ham dige bahash darsi bar nadashtam