یک شروع گل و بلبل

ترم پیش که واسه خودم مرخصی رد کرده بودم و نرفتم دانشگاه ، حسابی باد به پشتم خورد و دیگه حس کلاس رفتن نداشتم . از دانشگاه شهر مجاور که تماس گرفتند اینقدر شرط و شروط از خودم در کردم که :" از 10 زودتر به شهرتون نمی رسم و شب نشده باید برگردم (‌زمستون ازساعت 5 ، شبه دیگه )‌ و شب نمی تونم خوابگاه اساتید بمونم و . . .  "  که مدیر گروه بیچاره تنها ساعتی که می تونست برام کلاس بگذاره  ، وقت ناهار ( 12-14 ) بود !‌

البته همش بهونه بود . کلا از وقتی تو مصاحبه هاشون بازی خوردم ،‌ زیاد با دانشگاه حس همذات پنداری نمی کنم . روش نیرو گرفتنشون مصداق کامل : با دست پس زدن و با پا پیش کشیدنه .

وقتی خودت رو از یک مجموعه جدا بدونی ، دیگه دلسوزیهات هم از بین میره . این شد که همون جلسه اول 4 تا از این پسرای مو سیخ سیخی و یقه تا ناف باز رو از کلاس بیرون کردم . نه به خاطر مدل تیپشون (‌نه بابا حوصله داری تو هم !)‌ به خاطر هر و کرشون و لوس بازیهاشون و . . . خب خداییش نظم کلاس رو بهم می زدند .

البته بماند که استانه تحمل من هم این چند ماه پایین اومده (‌پایین آوردنش ) .

خلاصه ، شروع خوبی نبود برای یک ترم رفاقت علمی .

 

/ 30 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

[گریه]

معلم عاشق

شهادت امام جعفر صادق را تسليت ميگم[ناراحت] بنال اي دل كه در ناي زمان فرياد را كشتند بهين آموزگار مكتب ارشاد را كشتند اساتيد جهان بايد به سوگ علم بنشينند كه در دانشگه هستي بزرگ استاد را كشتند

پگاه

سلام غرغروی عزیز . میدونم خیلی حرف خنکی می زنم اما سعی کن راحت تر برخورد کنی زیاد سخت نگیر . فقط خودت رو عذاب میدی .میدونی هیچ امیدی به بهبود این سیستم نداشته باش در عین حال سعی کن به آینده خودت امیدوار باشی[تعجب]

شکوفه

سلام خوبید استاد جون! بعد از 120 سال[نیشخند] اینی که گفتیدو که صد و بیست درصد قبول دارم! که چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سوال من یه چیز دیگه بودا!! اینی که گفتیدو که من خودم همیشه به همه میگم[نیشخند] بلاخره ایرانه دیگه!![نیشخند] جواب بدید جان شکو!لطفاااااااااااااااااا منتظرم فعلا شین شین هاتونم ببوسید جای من![ماچ] اینم واس خودتون[ماچ][قلب][گل][ماچ]

مهرگان

سلام استاد چطورین؟ چرا به آسمان شب نگاه نکردین؟؟؟ چند وقت پیش که ساعت 4و نیم صبح زلزله به اینجا هم رسیده بود رفتیم بیرون و من حسابی حالشو بردم.... صورت فلکی شکارجی رو خیلی وقت بود که ندیده بودم! در ضمن ممنون که از قالب وبلاگم تعریف کردین طرفدار کمی داره! اون شب همه درباره دمن جی فکر میکردن؟!! راستی انیشتن جرا نمیبخشدتون؟ استاد خیلی ماهی[قلب]

معلم تنها

می روم پای سپیدار بلند می کشم بر تن آن شاخه ی سبز تیر عشقی به دو تا دل و یکی قطره ی خون و نوک تیر که بنشسته به کین...........به دل من .....به دل تو آه..........فردا......!!! چو رسیدم به تن سبز سپیدار بلند به تن شاخه ی سبزی.....نه یکی.......نه دو تا.......... که سه تا تیر به یکی تیر نشانده شده بود....آری آری. آن سپیدار بلند عاشق من عاشق تو.......عاشق عشق دو تامان شده بود [گل]

خانوم ناظم

سلام استاد بزرگوار چقدر خوشحال شدم از اشنایی با وبتون موفق و سر بلند باشید. یا علی.

داداش مصطفی

سلام.خوبی؟ شین ها چطورند؟[چشمک] بابا لا اقل یه ماه یه ماه که آپ کن![عصبانی] پوکیدیم بس که این مطلب قدیمیه رو دیدیم. بای[گل][گل][گل][گل]

زن مستقل

الهی عزیزم دیپرس و دلزده شده بابا محکم باش گور پدر همه شون خودتو نباز مهم اینه که توکارت درسه اصلا" مهم نیست کی چی میگه