الزایمر یکساله رییس اموزش

چند وقت پیش که برا ی بستن حسابهای بانکی به شهر سابقم رفته بودم ،‌متوجه شدم که یکی از دانشگاهها ، پرداختی ترم بهمن پارسال رو برام واریز نکرده . طی تماسی با رییس آموزش ،‌ایشون خیلی خونسرد فرمودند که "‌ مگه اینجا کلاس داشتید ؟ !‌ . . . احتمالا فراموش کردیم اسمتون رو تو لیست بگذاریم !‌‌!‌!  " تعجب

چطور اگه در طول ترم ‌ده دقیقه دیرتر به دانشگاه می رسیدم ،‌فورا تماس می گرفتید و یادتون بود که من دانشگاه شما کلاس دارم ،وقت صنار شاهی دادن آلزایمر گرفتید ؟

.

.

.

دیگه باید بلند شم برم تهران .  . . با ایمیل به جاسبی و تلفن به سازمان کل و این جور کارها ،‌چیزی درست نمی شه . . . هنوز تو این شهر از غار دراومده ،‌مجوز تدریس ندارم . می دونید دیگه ،‌ چون خانومم قهقهه. . . چهار تا دانشگاه با کلی رشته فنی تو این شهره و من باید آواره شهرهای اطراف باشم و پا به پای شوفرها ،‌جاده ها رو گز کنم .

آخه اون رییس عقل کل دانشگاهی که به من میگه :‌اینجا چون دانشجوی پسر داریم ، نمی تونیم به شما درس بدیم " ،‌کله اش رو از اون شهر قرون وسطاییش بکشه بیرون ببینه شهر بغل دستی شون چطور یک کلاس با شصت تا پسر از دم سبیل کلفت رو به من سپرده .

دیگه از این مارکوپولویی خسته شدم . به جهنم تو خونه میشینم و می گذارم هر چی علم و آموخته جمع کردم،‌ کپک بخوره . خودم فسیل بشم و کتابام موزه .چشم

/ 35 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی نورالهی

درود بر استاد گران خسته نباشید اصولا ممنون از اینکه تارنوشت حقیر ما رو قابل دونستید و عرض پوزش به این خاطر که چیز جدیدی برای عرضه نداشتیم... عرض شود که همانطور که از اسم وبلاگ پیداست یک وبلاگ تخصصی در ضمینه فیزیک مدرن داریم که باید این شعار بنیادی خود را یعنی تخصصی بودن راحفظ و سیانت کنیم و همانطور که مطلع هستید فعلا علم فیزیک بدجوری گیر افتاده و مقاله جدید و جالبی گیر نمیاد که ارزش ترجمه داشته باشه...و نیز جمع و جور کردن یه مقاله تخصصی و تر و تمیز مدت زیادی طول می کشه و شکر خدا تا حالا مطلبی رو از جایی کش نرفتم....و لذا این بود که شما ما رو سرافکنده کردید و شرمسار...به امید باری تعالی در آینده نزدیک با مقاله ای جامع و کامل اندر حکایت بمب های الکترومغناطیس به روز خواهم شد. موفق و مانا باشید و بمانید. بدرود

پگاه

[خجالت]بی ذوق.[اوغ] خوب کلی کیف داره ! نداره ؟ من که کلی حال می کنم .به خدا. احساس نو شدن میکنم. میدونی همیشه تو فروردین و مهر ماه من این حس جالب رو دارم .همیشه هم این حس خوب باعث میشه تصمیم های خوب بگیرم و کارهای خوبی رو شروع کنم. واسه همین واسه اومدن بهار دارم لحظه شماری میکنم . در ضمن از اینکه همه زندگیم رو بریزم وسط و از نو بچینم خوشم میاد.[زبان]

ابوالفضل

دختران روستا به شهر فكر مي كنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد... به روزم و منتظر قدم سبزتون

شکوفه

سلام... شما که مارو قابل نمیدونین.... اومدم فقط از صحت حالتون مطلع بشم همین منتظر جوابم که همچنان هستم! خدانگهدار

لاله

[گل] همیشه برای چیزایی که داری باید بجنگی ... نه اینکه راحت از دست بدی .

سینا

یکی از عذاب آورترین کارها برای من حرف زدن با آدم زبون نفهم و احمقه + طرف مغرور هم باشه حالا نمیدونم به پست شما هم ربط داره یا نه !

ايمانا

خيلي دوستت دارم. چون اهل علم و فرهنگي