اینشتین هرگز مرا نخواهد بخشید


خاطرات استاد فيزيک

. سیستم کلاسی و میکرو حالت های دانشجویی

پیش نوشت : یکی از دوستان sms زده که می خوای به کی رای بدی ؟ گفتم والله بین احمدی نژاد و کروبی موندم !‌!‌! کف کرده بود  طفلکی .

 

ظاهر امر اینه که اینجا کلاس درس فیزیکه . من در حال تدریس هستم و دانشجویان در حال . . .  در واقع هر دانشجویی در حال زدن ساز خودشه :

-         بهنجار ترین رفتار دانشجویی سر کلاس ، متصدیان کپی – پیست هستند از تخته به جزوه .

 

-    دانشجویان هندزفری به گوش ،‌که به شدت تو فاز ایپس ایپس و یا حبیبی حبیبی خودشونند . یه کم دیگه تکنولوژی پیشرفت کنه کلیپ های نانسی عجرم و ساسی مانکنشون رو هم دریغ نمی کنند .

 

-         دانشجویانی که در تخیلات عاشقانه – خشنانه با دافهای زیقی خودشون هستند .

 

-         دانشجویانی که با ست کامل خواب ( لباس خواب ، شب کلاه و چشم بند ) تشریف اوردند سر کلاس .

 

-    دانشجویانی که دست به سینه و با حفظ استیل کامل توجه به استاد،خوابیده اند . (‌من نمی دونم اینا چه جوری می تونند اینقدر عصا قورت داده بخوابند ،‌ بدون اینکه سرشون به یه طرف بیفته . من که هنوز این مهارت رو به دست نیاورده ام .)

 

-    دانشجویانی که با خمیازه های دهن پاره کنشان وظیفه عقربه بزرگ ساعت رو به عهده دارند ( دقیقه ای یکبار . شمردم که میگم !) خداییش صدای خمیازه هاشون دقیقا حس جر خوردن یه چیزی رو به ادم القا می کنه .

 

-     دانشجویانی که در حال دید زدن ، رصد کردن و تلسکوپ انداختن و زیر و رو کردن به روش چشمی دانشجویان جنس مخالف هستند . ( تا به حال کسی با نگاهش شما رو نبلعیده ؟ )‌

 

-    دانشجویانی که لحظه به لحظه با کش و قوس دادن بدنشان به انحاء مختلف ، نوازش کردن موهایشان ، حلقه کردن موهای طره (‌حافظا ! ) و بنا گوش به دور انگشت ، پا روی پا انداختن به طوریکه تا زانوان مبارک از زیر شلوار قابل رویت باشه ، استفاده از مچ بندهای چشم قلنبه کن در پا و . . . . کاملا تو اتمسفر fashion TV  هستند .

 

-         و نهایتا ته اش یک چند تا دانشجوی استریلیزه که از سر علاقه یا از سر عادت به درس گوش می دن .

 

 

   + وحدانه - ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۳/۱٥