اینشتین هرگز مرا نخواهد بخشید


خاطرات استاد فيزيک

من یک زن خانه دار عاصی هستم .

 

 

1-  باید خاک چنین مملکتی رو به باد داد که برای ادمهایی که دست از همه ارزوهاشون و جوونیشون و خوشیهای زندگیشون برداشتند تا پایه های جامعه رو از بیخ و بن محکم کنند ،‌ پشیزی قائل نیست و کمترین حقوق شخصی ، اجتماعی و اقتصادی براشون در نظر نگرفته نه تو قانونش نه تو عرفش . کی ها ؟ !‌ واقعا پرسیدن داره ؟ مادر همه شماهایی که از صبح تا شب خودش رو تو چهار دیواری تنگ و نفسگیر خونه و افکار اعضای خونه حبس کرده . نه دنبال درامد اقتصادی و استقلال مادیه ،‌نه شان و منزلت اجتماعی و نه پی جوونی گمشده ای که نفهمید چه جوری از دستش رفت . والله تو بلاد کفر حداقل یه اصطلاحی به نام بیمه زنان خانه دار وجود داره اما اینجا چی ؟ جان من نگین تو دین برتر ما مرد باید نفقه و هزینه شیر دهی و ... بده که از این جیبش درمیاره و میذاره تو جیب دیگه اش . غیر از اینه ؟ اخه زن اون مردی که اینقدر درامد نداره تا نون شبش رو بگذاره تو سفره ، از مردش این چیزا رو می خواد که ببره بگذاره تو حساب بانکیش ولی بچه هاش سر گرسنه زمین بگذارند .

من میگم وقتی تمام ستونها و پایه های اجتماع رو زن با تربیت ادمهای اون اجتماع و ایجاد ارامش روانی ـ‌که اگه این دو رو حذف کنیم از جامعه چیزی جز جمعیتی متشتت باقی نمی مونه – پا برجا نگهداشته واقعا هیچ حق و حقوقی از طرف قانون نباید براش در نظر گرفت ؟ چرا هیچ کس چشماشو باز نمی کنه تا مسولیت خطیر و طاقت فرسایی که این ادمها تو این مملکت به عهده دارند رو ببینه ؟‌

 

 

شماره 2 باشه واسه پست بعدی .

 

 

   + وحدانه - ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٤