اینشتین هرگز مرا نخواهد بخشید


خاطرات استاد فيزيک

 

یک ماه از اعلام نتایج امتحانات گذشته که رییس اموزش باهام تماس می گیره و یه لیست دراز 12-13 نفره از اسامی دانشجویان رو میده و ازم می خواد که چون ترم اخرند نمره قبولیشون رو بدم . خب , البته برای منهم دیگه اهمیتی نداره که 6 رو 10 کنم . یعنی دیگه وجدانم نسبت به این مسایل واکسینه شده . یه نگاهی به برگه هاشون انداختم . تقریبا تمام لیست نمراتی در حد 3و 4 دارند . با هزار زور و زحمت دو سه نمره از تو برگه ها می کشم بیرون و یه نمره تحقیق و پژوهش تخیلی هم پایین برگه اضافه می کنم و خلاصه همه شون 10 می شن میرن پی کارشون .

یکی بود که خداییش هیچ رقمه از 4 بالاتر نمی گرفت یعنی نمره خامش 1یا 2 بود . دیگه وجدان بی حس شده و فلجم هم زیر بار نمی رفت و این شد که همون 4 رو براش رد کردم .

دو روز بعد رییس گروه باهام تماس گرفت و گلایه که چرا این یکی رو از قلم انداختم . بعد ازم خواست که برم و لیست نمرات رو تصحیح کنم  . ای بابا هن و هن 180 کیلومتر گز کنم برم که چی بشه ( شهر سابقم) . گقتم یه کاریش بکنید دیگه .

مدیر گروه هم , نه گذاشت و نه برداشت , گفت : خب باشه . برای این که لیست خط خوردگی نگیره کنار این 4 عدد یک می گذاریم و اتفاقا واسه تصحیح حروف هم راحت می شه چهار رو به چهارده تبدیل کرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

موافقت کردم .

 من الان احساس می کنم کلا یه چیزی هستم تو مایه های کشک .  

   + وحدانه - ٦:۳٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٧/٧/٢٧