اینشتین هرگز مرا نخواهد بخشید


خاطرات استاد فيزيک

"کلاس خصوصی"

دو سه نفری با هم دو جلسه کلاس خصوصی میگیرند. قرارمون میشه 200 تومن .  جلسه دومشون تقریبا نیمه, تموم میشه . دلم راضی نیست و بهشون میگم   150  بدین هم کافیه . می افتن رو خط چونه زنی که استاد 50 تومن دیگه هم کوتاه بباین و حرف شهریه و بابای کارگر و 7 تا خواهر برادر و . . .   پیش میکشند . اولین باره که یکی سر پول کلاس باهام چونه میزنه . به این کارها عادت ندارم و بنابراین میگم ایرادی نداره و قرار میرسه به 100 تومان. شماره حساب می خوان و میرن که از باباشون پول بگیرن و از همون شهرشون بریزن به حساب .(آره , من هم باور کردم که الان اونا سرجمع 100 تومن ندارن تو بساطشون!!) این جور که پیش میره احتمالا وقتی برم حساب رو چک کنم میبینم 70 تومن بیشتر نریختند . وقتی میخوام از حساب بردارم سیستم اجازه برداشت بیشتر از 50 رو نمیده . بعد که پولها رو میگیرم میبینم 30 تومنه  و  الی آخر .

   + وحدانه - ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/٧/۸