اینشتین هرگز مرا نخواهد بخشید


خاطرات استاد فيزيک

ما هم که پشت گوشامون مخملیه !

امتحان فیزیک رو غایب بود. بعد امتحان اومده میگه : استاد من اول ترم با شما هماهنگ کردم که این درس رو تو یه شهر دیگه بردارم و نمره اش رو استاد براتون بفرسته . هر چی فکر میکنم یادم نمیاد و از اون جاییکه کلا به حافظه من اعتمادی نیست و البته چنین موردی تو دانشگاه عادیه ، میگم : من خاطرم نیست ولی مشکلی نداره .

 بعد فرداش برام یه اس ام اس میاد که : " من استاد فلانی هستم از فلان شهر . نمره فیزیک فلان دانشجو 18 شده  . " شاخ در میارم . این دانشجو ترم پیش این درس رو از من افتاد دو تا درس دیگه هم با من داشته . به سرم قسم هیچی از فیزیک نمی فهمه ، 18 ! !

 قضیه بوداره . بهش میگم نمره ات باید توسط اموزش اون دانشگاه تایید بشه . اصلا من می خوام برگه امتحانی تو رو ببینم . میگه باشه دوباره فرداش زنگ میزنه که استاد فلانی رفته مسافرت تا یه هفته دیگه نمیاد . شما نمره رو وارد کنید من حتما تا هفته دیگه میارم . حواله اش میکنم به اینکه : خودتی و البته ده تا بد و بیراه دیگه هم تو دلم بهش میدم . میگم اصلا یه تاییدیه از اون دانشگاه بیار من بدونم چنین استادی اونجا هست یا نه ؟ دوباره میگه چشم و الان یه هفته است رفته که تاییدیه بیاره و هنوز برنگشته.

واقعا شما معلمهاتون رو چی فرض میکنید کلا ؟! بگین ما هم در جریان باشیم خب !

 

( من جلسه اول که دانشجوهام رو ببینم ، جلسه دوم سر نمره پایان ترمشون شرط میبندم . الان فقط میخوام ببینم  احساس خود تیز بینی مفرط این بابا چقدره  !)

   + وحدانه - ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸