اینشتین هرگز مرا نخواهد بخشید


خاطرات استاد فيزيک

 

ای بابا . . . دو ماه از پایان ترم گذشته و این حضرات مسولان دانشگاه اصلا قرار نیست به روی مبارک خودشون بیارند که اساتید بیچاره دارند با خط فقر بارفیکس بازی می کنند .

حساب دانشگاه پیام نور که روشنه : یه دانشگاه وابسته به دولت که مو به مو بدبختیهای مالی آموزش و پرورش گریبانگیر این دانشگاه هم هست . برای اساتید مدعو نه بیمه ای در کاره و نه قول و قرار استخدامی . اگه 50 سال هم سابقه تدریس داشته باشی حقوقت با اونی که روز اول کاریشه , یکیه  ! !

باز هزار رحمت به دانشگاه آزاد که حداقل یه حق بیمه برای کارکنانش قائله و سابقه تدریس رو توی پرداخت حق الزحمه لحاظ می کنه .

از این دست و دلبازی هاشون که بگذریم , دیگه از باند بازی های دانشگاهی نمی شه گذشت . این یکی رو باشه بعد مفصلا براتون می گم .

 

پا نوشت :   به کرگدنی خودم ایمان آوردم , وقتی دیدم من 48 کیلویی تو دو سال متوالی تونستم دو تا عمل جراحی سخت و ریسک دار و دو دوره جان به لب رسان بارداری رو با خوشی هر چه تمام به پایان برسونم . البته این دوره 24 ماهه بی تلفات هم نبوده . اضافه وزن پیدا کردم و باید برم کمد لباسم رو کمپلت عوض کنم . ناگفته نمونه که شروین و شایان با اشتهای بی حد و حصرشون در شیر خوردن دارند نهایت سعی شون رو می کنند تا این تلفات رو کاهش بدن .

 

   + وحدانه - ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٧/٦/٧